فرهاد مهراد/Farhad Mehrad
ای زندگی بیزار از توام و بیزار از این حالا بیگانه ام باسیمای تو دیوانه ی دنیای تو
فـــرهــاد مهــراد . . .بزرگ مرد تنها موسیقی ایرن





میدانم چند روز دیگر که بشود همه تازه به یاد تو می افتن...
همه خود را عاشق تو می خوانند و از تو برای اهدافشان نردبانی میسازند...
می شود بورس بیانیه ها و نامه ها و نوشته ها...
اما ما فقط از آن میسوزیم که سالیان است آرزو داریم
دلمان می خواهد یک سال 9 شهریور به پاریس بیاییم و در قطعه ی ایرانیان با تو در سکوت،بدون اینکه کسی بفهمد با هم باشیم
غصه ام میگیرد وقتی میبینم همه از تو استفاده ابزاری میکنن
چه این طرف؛چه اون طرف...بعد میبینم که واقعا تنهایی مرد تنها



    خدایا تو میدانی...
یکی از بزرگترین آرزوهایم رفتن بر سر مزار مرد تنهاست
باغ تیه،آنجا که در غربت در قطعه110 ایرانیان برای ابد زیسته اس
خدایا تو میدانی
هم کلامی با همسر او برایم شیرین ترین کارهاس،آنکه همیشه ما را با حرفهایش به شور می اندازد.بانوی گیسو حنایی
فــــــــــــــرهــــــــــــاد...تو را دوست دارم
خدایا...بغض دارم...
ای کاش آدمی وطنش را همچون بنفشه می شد با خود ببرد هر کجا که خواست...
خدایا...
ایکاش فرهاد در ایران بود...ایکاش می دانست که برایم از جانم عزیز تر است،ایکاش می دانست او برای تمام نسلها جاریست...تا ابد
فرهاد،چگونه توانستی اینچنین مارا جذب کنی که اگر یک روز بی تو باشیم میمیریم،بخدا که تو از جان به من نزدیکتری
دلـــــــم می گیرید...
دلم میگیرد هر وقت غربت و تنهایی تو را می بینم مرد تنها...
دلم می گیرد هر زمان می بینم هر کسی دوست دارد از تو آنچنان که دوست دارد استفاده ابزاری کند
فرهاد،من دلم سخت گرفتس.احمد.





10 سال گذشته است و این 3-4 روز هم که سپری شود می شود یازده سال...

11سال از روزگارانی که در زمان خفته ای میگذرد....
و سال هاست که آرزو دارم این روزها را در "تیه" بر کنار مزارت باشم و به یادت زمزمه کنم:

بـــــــا صـــدایِ بــی صــدا....
مثــــه یه کـــــــوه بُـــلنـــد....
مثـــه یه خـــــواب کــوتــاه...
یـــه مــرد بــود،یـه مـــــــــرد....





هر وقت این شعر رو زمزمه میکنم،بیشتر به عظمت مرد تنها پی میبرم،تک تک بیت این کار زیبا از جان فرهاد اومده،انگار این را فقط برای آیندگان خوانده،دلم میخواد شما هم زمزمه کنید،بینهایت پر مفهوم و زیباس....بینهایت

کتبیه، شعر از فریدون رهنما
گرم و زنده بر شنهای تابستان زندگی را بدرود خواهم گفت



این روزها روزهای اخر اسفند نیست....

روزهایی ست که بنفشه ها را در جعبه های کوچک چوبین جای دادی و با خود بردی...
ولی بی برگ و ریشه....
فــــرهـــــــــــــــاد
روز های آخر اسفند نیست ولی...
از آن زمان که ناخواسته وطنت را گذاشتی و رفتی
هر روز ، روزهای آخر اسفند است....



پوران گلفام عزیز،بانوی گیسو حنایی فرهادمان،بانویی که هرچه داشت برای فرهاد عزیز ما خرج کرد،ایکاش میشد از این بزرگوار در حدی که لیاقتش هست تقدیر کرد

این نوشته رو چند سال پیش نوشت، برای سالگرد فرهاد،همان روزهایی که در سکوت قبر مرد تنها را تغیر دادن برای من فرستاد
پوران عزیز ، با تو هرچه میگوییم حرفهایمان تمام نمیشود. تو برای ما عزیزی و بزرگی،برای ما هم بانوی گیسو حنایی هستی،این شعر نه تنها وصف حال #فرهاد است بلکه از زبان ما نیز هست.

 


 

کاش صدای بغضهایم را میشنیدی
یازده سال است که دیگر حتی...
حتی هفته هایم خاکستری نیست
هیچ روزش حرف تازه ای برایم ندارد
هـــر روزش جـــــمـــــــعــــــــــســـــــــ ......
فرهاد
کاش صدای دلتنگیهایم را میشندی
تو ... با ما ، کم بودی
کم ، خواندی
کم ، گفتی
کاش





فرهــــــاد...

بوی شهریور می‌آید... آن هنگام که زمان در تو مُرد و تو در زمان خفتی!....
فرهــــــاد...
من دلم سخت گرفتســــت.... 
بسیار سخت گرفتسـت از این روزگار نامهربان...
فرهــــــاد....
بزرگ مرد تنهای تنهایی های من...
سال هاست که رفته ایی و سال های دیگری هم از پس آن خواهد گذشت، اما.... 
صدایت... و نامت... و یادت... همواره جاودان خواهد ماند....






چشمامو که روی هم من میزارم
بخودم میگم یعنی میشه دیگه مرد تنها رو نبینم

من تو رو ، توی آینه میبینم
وقتی داری مرد تنها میخونی

رنگ غربت توی چشمای توئه
مونده روی صورتت تا بدونی
تا ابد، فرهاد توی دلها میمونی

داری بیصدا تو فریاد میزنی
از تو پاریس،تک و تنها و غریب

مونده بوی پیرهنت توی تنم
اینه،کاش که تو هیچ وقت نشکنی

وقتی هربار خودمو جلوی آینه میبینم
باورم نمیشه دیگه،تورو اونجا نبینم


 

 

 






چه بگویم از این همه غم و غصه و فلاکت.چند وقتی دارم فکر میکنم اگه فرهاد بود چه شعری میخوند ؟؟؟


حقیقتش هر وقت 9 شهریور میاد خجالت میکشم...از خودم..از طرفداراش...از فرهاد و از پوران گلفام



فرهاد...مرد تنها
فرهاد مهراد/Farhad Mehrad

تو هم با من نبودی، مثل من با من و حتا مثل تن با من! تو هم با من نبودی، آن که می‌پنداشتم باید هوا باشد، و یا حتا، گمان می‌کردم این تو باید از خیل خبرچینان جدا باشد. تو هم با من نبودی، تو هم با من نبودی! تو هم از ما نبودی، آن که ذات درد را باید صدا باشد و یا با من، چنان هم‌سفره‌ی شب، باید از جنس من و عشق و خدا باشد. تو هم از ما نبودی! * تو هم مؤمن نبودی بر گلیم ما و حتا در حریم ما، ساده‌دل بودم که می‌پنداشتم دستان نااهل تو باید مثل هر عاشق رها باشد. تو هم از ما نبودی! * تو هم مؤمن نبودی بر گلیم ما و حتا در حریم ما، ساده‌دل بودم که می‌پنداشتم دستان نااهل تو باید مثل هر عاشق رها باشد. تو هم از ما نبودی! تو هم با من نبودی یار! ای آوار! ای سیل مصیبت‌بار!

آنچه از فرهاد گفته ایم
نویسندگان وبلاگ کلبه ی دل فرهاد
فرم تماس
نام و نام خانوادگی
آدرس ایمیل
امکانات دیگر

Instagram
فرهاد مهراد/Farhad Mehradبزرگ مرد موسیقی ایران می باشد