فرهاد مهراد/Farhad Mehrad
ای زندگی بیزار از توام و بیزار از این حالا بیگانه ام باسیمای تو دیوانه ی دنیای تو
فـــرهــاد مهــراد . . .بزرگ مرد تنها موسیقی ایرن

همه ما آهنگ «گنجشکک اشی مشی» فرهاد را بارها شنیده‌ایم، اما داستان آهنگ گنجشکک اشی مشی چیست؟

+ تصویر پایین طرحی است از هنرمند عزیز آقای شاهین صادقی


همه ما آهنگ «#گنجشکک_اشی_مشی » #فرهاد را بارها شنیده‌ایم، اما داستان آهنگ گنجشکک اشی مشی چیست؟
 
گنجشکک اشی مشی نام متلی ایرانی (احتمالاً با ریشه #کازرونی) است که ابتدا پری زنگنه و بعد فرهاد مهراد ترانه‌ای بر اساس آن خوانده‌اند. آهنگ این کار از اسفندیار منفردزاده بود. این ترانه در فیلم گوزن‌ها اجرا شده‌است. داستان این متل سیاسی و اعتراضی بوده و در روایت‌های مختلفی منتشر شده‌است. روایت کازرونی این متل که ساخته شاعر و نویسنده کازرونی حسن حاتمی است برای چاپ به احمد شاملو سپرده می شود که با گویش تهرانی توسط احمد شاملو در سال ۱۳۴۰ منتشر شده‌است.
روایت کازرونی
گنجشککی سکه پولی پیدا می‌کند و پس از آنکه با جستجوی بسیار صاحب آن را نمی‌یابد با آن ماست می‌خرد و با پیرزنی که نان می‌پزد شریک می‌شود. پیرزن به او نارو می‌زند و گنجشکک نان پیرزن را می‌برد. با چوپانی شریک می‌شود و چوپان نیز به او نارو می‌زند. گنجشکک بره چوپان را به تلافی می‌دزدد. با تازه‌دامادی شریک می‌شود و باز هم نارو می‌خورد. گنجشکک عروس وی را می‌رباید و به لوطیان می‌دهد و در عوض تمبکی از آنان می‌گیرد. گنجشکک با تمبک خویش به قصر پادشاه رفته و شکایت به او می‌برد. پادشاه به فراشان دستور می‌دهد تا او را با تیر بزنند. تیرها به وی اصابت نمی‌کنند ولی او از ترس بیهوش شده و شاه او را می‌خورد. گنجشکک که در زندان نمور و تاریک شکم پادشاه به هوش می‌آید، موفق می‌شود از آنجا فرار کرده و آبروی پادشاه را نیز نزد همه ببرد و تنبک خود را بازپس گیرد. تمبک را به نزد لوطیان برده و عروس را بازپس می‌ستاند و با او زندگی می‌کند. بخشی از داستان از زبان نگهبانان پادشاه چنین است: «گنجشکک اشی‌مشی، لب بوم ما مشین، بارون میاد خیس می‌شی، برف میاد گولّه می‌شی می‌افتی تو حوض نقاشی، می‌گیرتت فراش باشی، می‌کشتت قصاب باشی، می‌پزتت آشپزباشی، می‌خورتت حاکم‌باشی.»
روایت امروزین
گنجشکک اشی مشی از تاج شاه یاقوتی می‌دزدد تا به بچه‌هایش بدهد تا با آن بازی کنند. اما در میان راه آن را به پیرزنی می‌بخشد تا به زندگی‌اش سر و سامان بدهد. پس از آن گنجشکک به دزدی رابین هود وار جواهرات شاه و بخشش این جواهرات به مردم ادامه می‌دهد. او برای اینکه شناخته نشود هر بار خود را در حوض نقاشی به رنگی دیگر در می‌آورد.
به گفته حسن حاتمی، اشی مشی در گویش کارزونی مخفف «با شاه منشین» و به مفهوم کسی است که با شاه نمی‌نشیند و از حاکم و شاه و حکومت جانبداری نمی‌کند و طبع بالا و عزت نفس دارد. به گفته حامد هاتف داستان بار سیاسی و اعتراضی داشته و فرهاد مهراد نیز با جایگزین کردن کلمه «حاکم» به جای «حکیم» بر این بار سیاسی و اعتراضی افزوده‌است. انتخاب یک پرنده آزاد به عنوان شخصیت اصلی داستان، رنگ به رنگ شدن و تغییر چهره او، تقابل رنگ‌هایی که گنجشکک خود را به آن می‌آمیزد (وجه مثبت رنگ‌ها) با رنگ‌های گوناگون جواهرات پادشاه (وجه منفی رنگ‌ها)، همگی از نکات برجسته داستان هستند.
در سال‌های اخیر کتاب‌های بسیاری این داستان را در روایت‌های گوناگون منتشر کرده‌اند. در سال ۱۳۴۰ این متل (با روایت کازرونی) در کتاب هفته کیهان به سردبیری احمد شاملو منتشر شد. احمد شاملو گویش کازرونی آن را به گویش تهرانی برگرداند.
فرهاد را مجبور کردند تا سال 1372 هیچگونه فعالیت ای نداشته باشد ، اما نهایتا او توانست در سال 1373 آلبوم خواب در بیداری که علاوه بر اینکه طراح جلد بود اکثر کارها نیز ساخته خودش بود ، را منتشر کند
بعد از انتشار این آلبوم، یکی از دوستداران فرهاد که یک شرکت فرهنگی به نام "#باران" داشت تصمیم گرفت کنسرتی برای فرهاد در تهران برگزار کند. به گفته #خانم_گلفام واکنش فرهاد به این پیشنهاد، خوشحالی زیاد همراه با ناامیدی به صدور مجوز بود.
 
اما یکی از کارمندان این شرکت به نام #رودابه_طاهری با یک سال رفت و آمد مدام به وزارت ارشاد نهایتا توانست کاری را که در ابتدا غیرممکن می‌نمود انجام دهد. خانم طاهری می‌گوید یکی از دلایلی که مسئولان دفتر موسیقی وزارت ارشاد برای مجوز کنسرت ندادن به فرهاد بیان می‌کردند این بود که فرهاد #مخاطب ندارد.
مسئولان وزارت ارشاد برای صدور مجوز شرایطی هم مطرح کردند. از جمله این‌که هیچ‌گونه تبلیغی برای این کنسرت نشود، بلیت چاپی برای کنسرت صادر نشود، از کنسرت عکس یا فیلم برداشته نشود، ترانه #گنجشکک_اشی‌_مشی خوانده نشود (بخاطر این‌که آخر ترانه آمده "کی می‌خوره؟ #حاکم‌باشی") و این‌که کنسرت در شبی برگزار شود که مناسبت مذهبی باشد.
نهایتا مجوز کنسرت برای جمعه ۹ دی ۱۳۷۳ که هم شب #بعثت پیامبر اسلام بود و هم شب سال نوی #مسیحیان، در سینما #سپیده تهران صادر شد.
بلیت‌ها که به قیمت ۲۵۰۰ تومان فروخته می‌شدند در کمتر از سه روز فروش رفتند. به گفته خانم طاهری در آن زمان بلیت کنسرت محمدرضا شجریان، مشهورترین خواننده موسیقی سنتی ایران، حدود ۳۰۰ تومان بود.
سرانجام #فرهاد برای #اولین_بار_در_ایران_بعد_از_انقلاب در مقابل چند صد تماشاچی که سالن سینما سپیده را پر کرده بودند، روی صحنه رفت، و البته #گنجشکک_اشی_مشی را هم خواند.
 طرح پایین از استاد علی رومانی


تگ : گنجشکک اشی مش / سکوت فرهاد / اولین کنسرت فرهاد مهراد / کی میخوره حاکم باشی

فرهاد...مرد تنها
فرهاد مهراد/Farhad Mehrad

تو هم با من نبودی، مثل من با من و حتا مثل تن با من! تو هم با من نبودی، آن که می‌پنداشتم باید هوا باشد، و یا حتا، گمان می‌کردم این تو باید از خیل خبرچینان جدا باشد. تو هم با من نبودی، تو هم با من نبودی! تو هم از ما نبودی، آن که ذات درد را باید صدا باشد و یا با من، چنان هم‌سفره‌ی شب، باید از جنس من و عشق و خدا باشد. تو هم از ما نبودی! * تو هم مؤمن نبودی بر گلیم ما و حتا در حریم ما، ساده‌دل بودم که می‌پنداشتم دستان نااهل تو باید مثل هر عاشق رها باشد. تو هم از ما نبودی! * تو هم مؤمن نبودی بر گلیم ما و حتا در حریم ما، ساده‌دل بودم که می‌پنداشتم دستان نااهل تو باید مثل هر عاشق رها باشد. تو هم از ما نبودی! تو هم با من نبودی یار! ای آوار! ای سیل مصیبت‌بار!

آنچه از فرهاد گفته ایم
نویسندگان وبلاگ کلبه ی دل فرهاد
فرم تماس
نام و نام خانوادگی
آدرس ایمیل
امکانات دیگر

Instagram
فرهاد مهراد/Farhad Mehradبزرگ مرد موسیقی ایران می باشد