ویکی پدیای جدید فرهاد

 

 
 
 
 
 
فرهاد مهراد
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
 
فرهاد مهراد زادروز ۲۹ دی ۱۳۲۲
۲۰ ژانویه ۱۹۴۴[۱]
درگذشت ۹ شهریور ۱۳۸۱ (۵۸ سال)
۳۱ آگوست ۲۰۰۲[۱]
گورستان تیه پاریس فرانسه[۱] محل زندگی تهران ایران ملیت  ایران پیشه خواننده، آهنگ‌ساز و نوازنده[۱] سال‌های فعالیت ۱۳۴۲-۱۳۵۷[۱]
۱۳۷۲-۱۳۸۱[۱] شناخته‌شده برای بلک کتس[۱] سبک موسیقی پاپ فارسی، راک ایرانی و نوازنده سازهای پیانو و گیتار لقب ری چارلز ایران آثار «مرد تنها»، «جمعه»، «شبانه۱و۲»، «آوار»، «آیینه‌ها»، «سقف»، «کودکانه»، «وحدت»، «نجواها»، «گنجشکک اشی مشی»، امضاء وبگاهوب‌گاه رسمی فرهاد

فرهاد مِهراد (۲۹ دی ۱۳۲۲ در تهران۹ شهریور ۱۳۸۱، پاریس)[۱] معروف به فرهاد؛ خواننده، آهنگ‌ساز و نوازندهٔ پاپ راک اهل ایران بود.[۲]

وی از خوانندگان صاحب‌ نام راک ایرانی بود که نخستین آلبوم راک اند رول انگلیسی ایران را منتشر کرد.[۳]

آنچه او را از دیگر همدوره‎ای هایش متمایز می‎کند، خواندن ترانه‎های اجتماعی است که در موسیقی او متبلور شده‎است. این عنصر در مضامین تمامی ترانه‌های او کاملاً به چشم می‌خورد.[۴][۲]

همچنین او را به عنوان یکی از سیاسی‌ترین خوانندگان ایران نیز می‌شناسند.[۵] وی در اوایل دهه ۱۳۵۰ ترانه هایی با مضامین سیاسی، انتقادی می‌خواند[۵][۶][۱] و در زمستان ۱۳۵۷ ترانه انقلابی «وحدت» را خواند،[۷]اما پس از انقلاب تا سال ۱۳۷۲ از ادامه کار منع شد.[۱]

از معروف‌ ترین آهنگ‌های او می‌توان به «مرد تنها»، «جمعه»، «آیینه‌ها»، «خسته»، «اسیر شب»، «هفته خاکستری»، «شبانه۱و۲»، «گنجشکک اشی مشی»، «کودکانه»، «سقف»، «آوار»، «وحدت»، «نجواها»، «کوچ بنفشه‌ها»، «برف»، «مرغ سحر»، «گل یخ»، «شب تیره» و... اشاره کرد. وی آهنگ‎هایی نیز به زبان‎های غیرفارسی دارد.[۸]

 

محتویات

 

زندگینامه فصل کودکی و نوجوانی
لوگوی نام فرهاد
فصل کودکی
فصل کودکی
فصل جوانی
فصل جوانی

فرهاد مهراد در ۲۹ دی ماه سال ۱۳۲۲ در تهران متولّد شد. پدرش کاردار وزارت خارجهٔ ایران در کشورهای عربی بود. علیرضا امیرقاسمی مالک و مجری تلویزیون تپش خواهرزاده وی می باشد. او که کوچک‌ترین عضو خانواده بود، خصوصیّات رفتاری اش به گونه‌ای با هم‌سالانش متفاوت بود که از دید دوستان و آشنایان و خانواده به مقلّد بزرگسالان تشبیه می‌شد.[۹][۱۰] سه‌ساله بود که گرایش ویژه‌اش به موسیقی باعث شگفت اطرافیان شد، به طوری که از او دیده می‌شد ساعت‌ها در پشت اتاق برادرش مشغول گوش دادن به تمرینات ویلن او و دوستانش شود، که به گفتهٔ خود وی: «با وجود اینکه نمی‌دانست این صداها چیست امّا گوش او از همان کودکی با موسیقی آشنا می‌شد.» بعد از اینکه علاقه وی به موسیقی توسط دوست برادرش مورد توجّه قرار می‌گیرد، خانواده‌اش را ترغیب به فراهم نمودن سازی برای او می‌کند. به هر ترتیب یک ویلن سل برای او تهیه شده و سرآغازی برای یادگیری دانش موسیقی وی می‌شود. امّا مدّت زمان یادگیری او بیشتر از سه جلسه دوام نمی‌آورد و دستگاه می‌شکند؛ که وی بعدها دربارهٔ آن حادثه اینچنین می‌گوید: «به هر حال سازی تهیه می‌شود و سپس توسط همان‌هایی که تهیه شده بود شکسته می‌شود، که در آن لحظه ساز صد تکه و روح من نیز به همراه آن هزار تکه می‌شود.» پس از آن واقعه باز هم تنها دلخوشی او گوش سپردن به همان تمرینات موسیقی برادر بزرگ و داشتن ساز هم تبدیل به یکی از محالات می‌شود.[۹][۱۱]در دوران مدرسه پی به علاقه و توانایی‌اش در رشته‌های ادبیات فارسی و زبان انگلیسی می‌برد و در کنار موسیقی دل به این دو رشته سپرده و تبدیل به دیگر دغدغه‌هایش می‌شود و او را مایل به ادامه تحصیل در رشته ادبیات می‌کند؛ ولی با مخالفت عموی بزرگ که در غیاب پدر سرپرستی خانواده را برعهده داشت روبرو شده و مجبور به ادامه تحصیل در رشتهٔ طبیعی می‌شود؛ نتیجهٔ علاقمند نبودن به این رشته و دروس آن دلیلی بر ترک تحصیل او در کلاس یازدهم می‌شود.[۹][۱۲][۱۳]

فصل جوانی آغاز فعالیّت هنری با کار نوازندگی

بعد از ترک تحصیل به دنبال علاقهٔ دوران کودکی، یعنی نوازندگی و کار موسیقی رفته و به دلیل اجازهٔ نداشتن ساز از سوی پدر خانواده، برای یادگیری نواختن به خانهٔ دوستان و همسایگان ارمنی خود می‌رود تا بتواند از سازهایی که در منزل آنها بود استفاده کند. زیرا به گفته وی: «ارمنی‌ها در آن دوران نسبت به خانواده‌های دیگر آزاد تر بوده و انواع موسیقی‌های جهان را گوش می‌دادند و همچنین سازهایی نیز در منزل خود داشتند.» به این ترتیب به صورت خودآموز نوازندگی را یاد می‌گیرد و چندی بعد توسط همان هم محلی‌های ارمنی، گروه چهار بچه جن (به انگلیسی: The four elfs) را تشکیل می‌دهد و در آن گروه به کار نوازندگی و اجرای برنامه در کلاب‌های گوناگون مشغول می‌شود. چندی بعد این گروه برای اجرای برنامه‌ای که توسط مدیریت هتل خورشید که برای کارکنان باشگاه شرکت نفت ترتیب داده شده بود راهی اهواز می‌شود. در اجرای شب اوّل برنامه، رهبر ارکستر به علّت عدم حضور خواننده گروه از وی می‌خواهد که علاوه بر نوازندگی به عنوان خواننده نیز گروه را همراهی کند و او نیز با یکبار دوره کردن متن ترانه و آهنگ، برنامه را به روی صحنه می‌برد.(وی در اَدا کردن درست واژگان و عبارات حساس بود و همچنین اطلاعات جامعی در رابطه با موسیقی جهان داشت. همین امر باعث می‌شد که وقتی ترانه‌ای را به زبانی دیگر و از آهنگ‌های انگلیسی، فرانسوی، ایتالیایی و... به آواز درآورد کمتر کسی باور کند که به زبان دیگری تکلّم دارد) چنین وسواسی برای گروهی که به زبان‌های ارمنی و انگلیسی برنامه اجرا می‌کردند مفید واقع شده و برای اجرای خوبشان مورد استقبال قرار می‌گیرند و مدّت اجرای برنامه نیز برای چند شب متوالی تمدید می‌شود.[۹][۱۴][۱۵][۱۶] همچنین به گفته منوچهر اسلامی، نوازنده ترومپت و عضو سابق گروه بلک کتس: «وی چون از کودکی به منزل دوستان ارمنی خود برای بهره‌گیری از سازهای آنان بصورت پنهانی در آمد و شد بود کاملاً به زبان ارمنی نیز تسلّط داشت.»[۱۷]

شروع همکاری با گروه بلک کتس به عنوان خواننده و نوازنده گیتار و پیانو
 
فهرست
 
 
 
0:00
 
بخش پایانی معرفی اعضای گروه بلک کتس توسط فرهاد در کوچینی
آیا مشکلی با شنیدن این پرونده دارید؟ راهنمای رسانه را ببینید.
 
فرهاد، نوازنده گیتار گروه بلک کتس
 
فرهاد در حال نوازندگی پیانو در گروه بلک کتس
 
فرهاد، خواننده گروه بلک کتس

مدّتی بعد وی از آن گروه جدا شده و به صورت مستقل فعالیّت‌هایش را در زمینه موسیقی آغاز می‌کند و در اوّلین قدم در سال ۱۳۴۲ به برنامه‌ای تلویزیونی، تحت عنوان (واریته استودیو ب) می‌رود و در آنجا نیز آهنگ‌های غیر فارسی را اجرا کرده و طرفدارانی می‌یابد. از این رو یعنی بعد از دیده شدن در این برنامه و مورد توجّه قرار گرفتن توسط مخاطبین، چندی بعد از وی برای اجرای برنامه در کنسرت بزرگی به مناسبت سالروز

/ 0 نظر / 204 بازدید