دیدار با بانوی گیسو حنایی پوران گلفام

از شب گذشته که قرار امروز را گذاشته بودیم،هیجان خاصی داشتم.خیلی سریع و ناگهانی اتفاقات پیش رفت و من حالا در راه ملاقات با پوران گلفام بودم...
.. 
دوستت دارم،چون غوغای درون و لرزش دست و دل در آستانه ی دیداری...

آدرس را دوباره نگاه کردم،زنگ سوم.. سمت راست...
..
جوی هزار.. زمزمه ی درد و انتظار.. در سینه میخروشد و بر گونه ها روان...

انچه در ذهن داشتم این بود که پس از ورود باید به انتظار پوران عزیز بنشینیم و آن هنگام که او را دیدم مشتاقانه به سویش میروم و او را در اغوش میگیرم...
ولی تا در باز شد او در مقابل ایستاده بود و نگاهمان میکرد!... خیلی غافلگیر کننده بود،خیلی جا خورده بودم تا جایی که برای چند ثانیه بهت زده مانده بودم و نمیدانستم چه کنم!...
با گشاده رویی ما را به داخل فراخواندند.
..
سقفمون افسوس و افسوس تن ابر آسمونه..یه افق یه بی نهایت کمترین فاصله مونه..

در دورترین نقطه نسبت به پوران گلفام نشستم تا خودم را پیدا کنم!...
..
من دلم سخت گرفته ست ازین.. میهمان خانه ی مهمان کش روزش تاریک

شروع کردیم و از فرهاد گفتیم... ومن در طول گفتگو به این می اندیشیدم که پورانِ فرهاد،یار و همراه او در مقابلم نشسته... و آنجا که صحبت از تغییر قبر فرهاد و دلایل آن به میان آمد بغضی گلویم را فشرد... تو هم با ما نبودی.. فرهـــاد..چه کم گفتی... و چه زود در زمان خفتی...

دقایق خیلی زود سپری شد،دقایقی بسیار لذت بخش در فضایی آکنده از یاد فرهاد، در کنار بانوی گیسو حنایی او که برایم بوی فرهاد را میداد و همراهی دوست خوبم،که متواضعانه بدون هیچ چشم داشتی تلاش میکند نام فرهاد را انگونه که شایسته است زنده نگاه دارد و شناخت و درک او را از فرهاد کمتر میتوان یافت...
..
من و تو حق داریم که به اندازه ی ما هم شده با هم باشیم..

و هنگامی که پوران عزیز مرا در آغوش گرفت برایم چون گوش سپردن به صدای فرهاد آرامش بخش بود....
با صدای بی صدا.. مثه یه کوه بلند.. مثه یه خواب کوتاه.. یه مرد بود،یه مرد...

پوران گلفامپوران گلفام

/ 5 نظر / 235 بازدید
mahsa

سلامـ وبلاگ زیبایی دارید به منم سر بزن با تبادل لینک موافقی خبر بده. موفق باشی..

هستی

فرهاد تا ابد زندس. من متولد 1378 . 14 سال بیشتر ندارم ولی از 6سالگی به آهنگ های فرهاد گوش میدادم. صدای دلنشین فرهاد منو به دنیایی دیگه میبره درحالی چشام خیسه خیسه صفحه ی کهنه ی یاداشتای من گفت دوشنبه روز میلاد منه امپا شعر تو میگه که چشم من تو نخ ابره که بارون بزنه آخ اگه بارون بزنه آخ اگه بارون بزنههههههههههه

حسین قاسم پور

به نام زیبایی. سلام و سپاس خدمت تمامی دوستان. خرسند شدم از دیدن سایت شما و فرهاد خان که بی شک از همه سر بود با آن صوت ( داوودی اش ). پاینده و پوینده باشید. با احترام. حسین قاسم پور.

راحیل

چقدرناب وزیبا چقدر دلنشین تمام خصوصیات یه اهنگ ویه صدای مردی به بزرگی فرهاد درقالب سایت قرار دادید...خیلی به دلم نشست عالی بودید خداراشاکرم به سایتی اومدم که نگاه فرهاد درآن زنده است موفق باشید ازته دلم برای شمادعا میکنم عالی بود...مدیران محترم خواستم به شمااعلام کنم که لینک دانلود آهنگهای استاد فرهاد فیلتره...میشه یه کاری کنید تابتونم آهنگهای ایشون را دانلود کنم خیلی دنبال چندتا آهنگهای ایشون بودم اما اینجا خیلی کامل.ممنون میشم این مشکل راحل بفرمایید...دوستدارشما :راحیل

نازنین

سلام بر عاشق فرهاد... متن زیبای در رابطه با پوران بود پیشنهادی که دارم اینه کع گسترده تر کنید این جارو وهر کمکی که باشع دریغ نمیکنم